کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۰ - چون بر آمد از دل جام آفتاب ...

1

چون بر آمد از دل جام آفتاب

نزد ما هر دو یکی شد برف و آب

2

مجمع البحرین جامست و شراب

این شراب و جام آبست و حباب

3

جام می بردست می گردم به ذوق

در خرابات مغان مست و خراب

4

کس نبیند از هزاران زهد و علم

آنچه من دیدم ز یک جام شراب

5

لوح محفوظ است ما را در نظر

خود که دارد این چنین ام الکتاب

6

اصل گل آب است و فرع آب گل

اصل و فرعش دوست دارم چون گلاب

7

چون نیم هشیار بگذر از سرم

چون ندارم عقل بگذار احتساب

8

غرق دریائی و تشنه ای عجب

بر سر آبی و پنداری سراب

9

باده می نوشم مدام از جام عشق

در حضور سید خود بی حساب

متن شعر کپی شد.