غزل · شاه نعمت الله ولی
غزل شماره ۱۰۸ - با تو گویم که چیست جام و شراب...
1
با تو گویم که چیست جام و شراب
به مثل نزد ما چو آب و حباب
2
خوش بیا سوی ما در این دریا
عین ما را به عین ما دریاب
3
موج و دریا یکیست تا دانی
نظری کن به چشم ما در آب
4
صورت و معنئی که می نگرم
سبب است و مسبب الاسباب
5
هر که گوید که غیر او دیدم
دیده نقش خیال او در خواب
6
آفتاب است و ماه گویندش
نور مهر است و نام او مهتاب
7
نعمت الله خدا به من بخشید
یافتم خوش عطائی از وهاب