کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۲۱ - در دیار تو غریبیم و هوادار غریب...

1

در دیار تو غریبیم و هوادار غریب

خوش بود گر بنوازی صنما یار غریب

2

مخزن جمله اسرار خداوند ، دل است

دل به من ده که بگویم به تو اسرار غریب

3

گر غریبی برت آید به کرم بنوازش

سخت کاریست غریبی ، مکن انکار غریب

4

ما دعاگوی غریبان جهانیم همه

در همه حال خدا باد نگهدار غریب

5

دردمندیم و به امید دوا آمده ایم

تو طبیبی و دوا کن دل بیمار غریب

6

کار غربت چه اگر کار غریبی است ولی

خوش شود گر تو بسازی به کرم کار غریب

7

سید ماست سرجمله غریبان جهان

که به سر وقت غریب آمده سردار غریب

متن شعر کپی شد.