کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۰ - در محبت جان اگر بازی خوش است...

1

در محبت جان اگر بازی خوش است

گر کنی بازی چنین بازی خوش است

2

یار کرمانی اگر چه خوش بود

دلبر سر مست شیرازی خوش است

3

رند سرمستیم و با ساقی حریف

با حریف خویش دمسازی خوش است

4

چند گردی تو به خود گرد جهان

یک دمی با خویش پردازی خوش است

5

ساز ما ار ذوق خوشتر می دهد

ساز ما را گر تو بنوازی خوش است

6

عشق چون سلطان به تخت دل نشست

خانه را با عشق پردازی خوش است

7

سیم قلب تو ندارد رونقی

سیم قلب خویش بگدازی خوش است

8

در طریق عاشقی چون عاشقان

هر چه داری جمله دربازی خوش است

9

یک دمی با سید رندان بساز

تا بدانی ذوق دمسازی خوش است

متن شعر کپی شد.