کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۷ - هر قطره ای از این بحر دریای بیکران است...

1

هر قطره ای از این بحر دریای بیکران است

در چشم ما نظر کن بنگر که عین آن است

2

هر آینه که بینی تمثال او نماید

آئینه این چنین بود تمثال آن چنان است

3

زنده دلان عالم دارند حیاتی از وی

عالم تن است و او جان ، جان در بدن روان است

4

ما دیده ای که دیدیم روشن به نور او بود

بنگر که نور رویش بر چشم ما عیان است

5

در گوشه خرابات بزم خوشی است ما را

بزمی چگونه بزمی فردوس جاودان است

6

معنی صورت او در این و آن نماید

دریاب کان معانی برتر از این بیان است

7

منشور نعمت الله بگرفت جمله عالم

توقیع آل سید بر حکم او نشان است

متن شعر کپی شد.