غزل · شاه نعمت الله ولی
غزل شماره ۱۶۴ - منزل جان جهان بر در جانانه ماست...
1
منزل جان جهان بر در جانانه ماست
مسکن اهل دلان گوشه میخانه ماست
2
خلوتی بر در میخانه گرفتیم ولی
حرم قدس یکی گوشه میخانه ماست
3
تا ز شمع رخ او مجلس جان روشن شد
نور شمع فلک از پرتو پروانه ماست
4
دیده ای لولو لالا که ز دریا آرند
حاصل اشک جگر گوشه دردانه ماست
5
تا ابد گنج غمش در دل ما خواهد بود
زانکه گنجش ز ازل در دل ویرانه ماست
6
ساقیا ساغر و پیمانه من سوی من آر
که مراد دو جهان یک لب پیمانه ماست
7
آنچه سید به دل و دیده جان می طلبد
روز و شب همنفس و همدم میخانه ماست