کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۷۳ - ساقی سرمست رندان میر بی همتای ماست...

1

ساقی سرمست رندان میر بی همتای ماست

گوشه میخانه او جنت الماوای ماست

2

ما درین دریای بی پایان خوشی افتاده ایم

آبروی عالمی ای یار از دریای ماست

3

چشم ما روشن به نور روی او باشد مدام

این چنین نور خوشی در دیده بینای ماست

4

در خرابات مغان مستیم و با رندان حریف

ذوق اگرداری بیا آنجا که آنجا جای ماست

5

گفته ما مرده ای گر بشنود زنده شود

گوئیا آب حیات از نطق جان افزای ماست

6

گفتم از بالای تو جانا بلائی می کشم

گفت خوش باشد بلای تو که از بالای ماست

7

در سر ما عشق زلفش دیگ سودا می پزد

مایه سودای خلقی سرخوش از سودای ماست

8

اسم اعظم در همه عالم ظهور نور او است

جامع ذات و صفاتش این دل دانای ماست

9

از دل و جان بنده ای از بندگان حضرتیم

نعمت الله در دو عالم سید یکتای ماست

متن شعر کپی شد.