کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۸۱ - درد با همدرد اگر گوئی رواست...

1

درد با همدرد اگر گوئی رواست

درد با بی درد خود گفتن خطاست

2

دردمندانیم و دردی می خوریم

دردمندی همچو ما دیگر کجاست

3

درد دردش نوش کن گر عاشقی

زانکه درد درد او ما را دواست

4

در نظر داریم بحر بیکران

آبروی ما همه از عین ماست

5

عشق در دور است و ما همراه او

سیر ما بی ابتدا و انتهاست

6

جمله موجودیم از جود وجود

هرچه بود و هست نور کبریاست

7

هیچ شیئی بی نعمت الله هست نیست

هرچه هست و بود و باشد از خداست

متن شعر کپی شد.