کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۸۶ - نور او روشنی دیده ماست...

1

نور او روشنی دیده ماست

نظری کن به چشم ما پیداست

2

روی او را به نور او بینند

چشم بیننده ای که او بیناست

3

وحده لاشریک له گفتم

آنکه عالم به نور خود آراست

4

بحر دل را کرانه نیست پدید

جان ما غرقه چنین دریاست

5

عشق آمد به جای ما بنشست

مائی ما چه از میان برخاست

6

هرچه گفتند و هرچه می گویند

حضرت وحدتش از آن یکتاست

7

نعمت الله که میر مستانست

عاشق روی جمله اشیاست

متن شعر کپی شد.