کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۸۸ - عقل گرچه رئیس این دل ماست...

1

عقل گرچه رئیس این دل ماست

عشق شاه است و این رئیس گداست

2

عشق بر تخت دل نشسته به ذوق

این چنین پادشاه و تخت کجاست

3

جسم و جان هرچه هست آن ویست

ملک الملک و مالک دو سراست

4

بحر و موج و حباب و جو آبند

لاجرم هر چه باشد آن از ماست

5

بر سر کوی او کسی بنشست

که چو ما از سر همه برخاست

6

آفتابست و ماه خوانندش

نور چشمست و در نظر پیداست

7

عشق بالاش در بلام انداخت

خوش بلائی بود کزان بالاست

8

هر که سودای زلف او دارد

سر او هم چو دیگ پر سوداست

9

نعمت الله برای اهل دلان

مجلس عاشقانه ای آراست

متن شعر کپی شد.