کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۹۹ - چشم مردم دیده ما نور رویش دیده است...

1

چشم مردم دیده ما نور رویش دیده است

لاجرم در دیده ما همچو نور دیده است

2

از سر ذوق است این گفتار ما بشنو ز ما

زانکه قول این چنین هرگز کسی نشنیده است

3

در خیال آنکه نقش روی او بیند به چشم

دیده اهل نظر گرد جهان گردیده است

4

ترک چشم مست او دلها به غارت می برد

زلف طرارش به هر موئی دلی دزدیده است

5

عشق سرمست است و با رندان حریفی می کند

عقل مخمور است و از زندان ما رنجیده است

6

از کرم ساقی ما می می دهد ما را مدام

بر سر ما آب رحمت گوئیا باریده است

7

هرکسی از لطف سلطانی نوائی یافتند

حضرت او نعمت الله را به ما بخشیده است

متن شعر کپی شد.