کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۰۸ - بشنو معانئی که بیان ولایتست...

1

بشنو معانئی که بیان ولایتست

دارم نشانئی که نشان ولایتست

2

آب حیات ماست به هر سو که می رود

سرچشمه اش ز بهره خوان ولایتست

3

ملک جهان چو باغ بهاری است تازه شد

حکمی به ما رسید که آن ولایتست

4

ایام غم گذشت دگر شاد و خرمیم

آمد امام وقت زمان ولایتست

5

بشنو به ذوق گفته مستانه گوش کن

کین قول عاشقان و زبان ولایتست

6

گنجینه ولایت والی دل ولیست

جانم فدای اوست که جان ولایتست

7

از خوان نعمت الله ما نعمتی بخور

خوش نعمتی بود که ز خوان ولایتست

متن شعر کپی شد.