کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۰۹ - انسان کاملست که او کون جامعست...

1

انسان کاملست که او کون جامعست

تیغ ولایت است که برهان قاطعست

2

صد جام خورده ایم و طلب می کنیم باز

بیچاره آن کسی که به یک جام قانعست

3

خورشید اگر چه روز منور کند ولی

مهریست عشق ما که شب و روز لامعست

4

مستان بزم ما چه بخوانند سر عشق

روح القدس به ذوق ورا بزم سامعست

5

گفتم قبای گل بدرم در هوای او

اما نوای بلبل بیچاره مانعست

6

هر جا که دلبری به تو بنماید او جمال

نیکش ببین که آینه صنع صانعست

7

گنجینه ایست ظاهر و گنجی است باطنش

سید به جان و دل به چنین گنج طامعست

متن شعر کپی شد.