کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۱۵ - دوای درد دل ای یار دردست...

1

دوای درد دل ای یار دردست

بحمدالله که ما داریم در دست

2

بیا و دردی دردش بماده

که صاف عاشقانش درد دردست

3

دلی کو کشته عشق است زنده است

کسی کو مرده دردست مرده است

4

بدادم دین و دل دردش خریدم

چنین سودی بدین مایه که کرده است

5

مرا مهری است در خاطر که خورشید

بگرد سایه چترش چه گرد است

6

اگر دردم نمی دانی نظر کن

سرشک سرخ بین و رخ که زرد است

7

کسی داند شفای درد سید

که جامی از شراب درد خورده است

متن شعر کپی شد.