کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۲۶ - سریر سلطنت عشق بر سر دار است...

1

سریر سلطنت عشق بر سر دار است

از آن سبب سر این دار جای سردار است

2

به جان جمله رندان مست کاین دل ما

مدام در هوس دست بوس خمار است

3

بیا که سینه ما مخزنیست پر اسرار

اگر چنانکه تو را ذوق علم و اسرار است

4

سخن مگوی ز دستار و بگذر از سر آن

هزار سر به یکی جو چه جای دستار است

5

برفت مرغ دل ما نیامدش خبری

مگر به دام سر زلف او گرفتار است

6

به نور دیده او دیده چشم ما روشن

ببین به نور جمالش که نور آن یار است

7

حباب اگر چه صداست از هزار جمله یکی

به عین ما نظری کن ببین که انهار است

8

مکن به چشم حقارت نظر به مخلوقی

که جمله فعل حکیم است و نیک در کار است

9

چو عارفان برو و شکر نعمه الله گو

مباش منکر سید چه جای انکار است

متن شعر کپی شد.