کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۳۰ - گفتمش روی تو جانا قمر است...

1

گفتمش روی تو جانا قمر است

گفت بالله ز قمر خوبتر است

2

گفتمش زلف تو آشفته چراست

گفت سرگشته دور قمر است

3

گفتمش نوش لبت چیست بگو

گفت پالوده قند و شکر است

4

گفتمش چشم خوشت برد دلم

گفت هشدار که جان در خطر است

5

گفتمش قد تو سرویست بلند

گفت آن نسبت کوته نظر است

6

گفتمش از تو که دارد خبری

گفت آن کس که ز خود بی خبر است

7

گفتمش عمر منی زود مرو

گفت عمرست از آن در گذر است

8

گفتمش جان به فدای تو کنم

گفت از اینها بر ما مختصر است

9

گفتمش سید ما بنده تو است

گفت آری به جهان این ثمر است

متن شعر کپی شد.