کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۳۱ - بحر بی پایان ما را آبروئی دیگر است...

1

بحر بی پایان ما را آبروئی دیگر است

چشمه آب حیات ما ز جوئی دیگر است

2

رنگ و بوی این و آن نقش خیالی بیش نیست

یار رندی شو که او را رنگ و بوئی دیگر است

3

از می خمخانه ما عالمی سرمست شد

نوش کن جامی که این می از سبوئی دیگر است

4

روی او بینم اگر آئینه بینم صدهزار

روی او در هر یکی گوئی که روئی دیگر است

5

عاقلان راگفتگوی و عاشقان را های و هو

گفتگو بگذار ما را های و هوئی دیگر است

6

پرده دیده به آب چشم خود ما شسته ایم

پاک بازانیم و ما را شست و شوئی دیگر است

7

دیگران از طوع سید زلفها بربسته اند

نعمه الله راز خون عشق طوعی دیگر است

متن شعر کپی شد.