کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۳۳ - گوهر دریای ما را آبروئی دیگر است...

1

گوهر دریای ما را آبروئی دیگر است

نوش کن جام می ما کز سبوئی دیگر است

2

گفته مستانه ما ملک عالم را گرفت

گوش کن بشنو خوشی کاین گفتگوئی دیگر است

3

دیگران فردوس می خواهند و ما دیدار یار

همت عالی ما را جستجوئی دیگر است

4

خرقه خود را به جام می نمازی کرده ایم

نزد رندان این طهارت شست و شوئی دیگر است

5

رنگ عشق و بوی معشوقست رنگ و بوی ما

در میان عاشقان این رنگ و بوئی دیگر است

6

ما به جاروب مژه خاک درش را رفته ایم

لاجرم ما را درین در آبروئی دیگر است

7

سید از دنیا برفت و نعمه الله را گذاشت

گرچه آن می کهنه است اینجا سبوئی دیگراست

متن شعر کپی شد.