کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۴۸ - در محبت جان اگر بازی خوش است...

1

در محبت جان اگر بازی خوش است

گر کنی بازی چنین بازی خوشست

2

یار کرمانی اگر بازی خوش است

دلبر سرمست شیرازی خوشست

3

رند سر مستیم و با ساقی حریف

با حریف خویش پردازی خوشست

4

چند گردی تو به خود گرد جهان

یک دمی با خویش پردازی خوشست

5

ساز ما را ذوق خوشتر می دهند

ساز ما با عشق پردازی خوشست

6

عشق سلطان است و تخت دل نشست

خانه را با عشق پردازی خوشست

7

سیم قلب تو ندارد رونقی

سیم قلب خویش بگذاری خوشست

8

در طریق عاشقی چون عاشقان

هرچه داری جمله دربازی خوشست

9

یک دمی با سید رندان بساز

تا بدانی ذوق دمسازی خوشست

متن شعر کپی شد.