کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۵۰ - نور روی او به او دیدن خوش است...

1

نور روی او به او دیدن خوش است

گرد او چون دیده گردیدن خوش است

2

حال عشق از عقل می پرسی مپرس

ذوق عشق از عشق پرسیدن خوش است

3

کار بی کاریست کار عاشقی

این چنین خوش کار ورزیدن خوش است

4

گفته مستانه ما خوش بود

رو تو خوش بشنو که بشنیدن خوش است

5

بگذر از نقش خیال غیر او

روی دل از غیر پیچیدن خوش است

6

نزد ما سرکه فروشی هیچ نیست

می به رند مست بخشیدن خوش است

7

خوش بود آئینه گیتی نما

نعمه الله را در آن دیدن خوشست

متن شعر کپی شد.