کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۵۳ - در سراپرده جان خلوت جانانه خوشست...

1

در سراپرده جان خلوت جانانه خوشست

آن چنان گنج خوشی در دل ویرانه خوشست

2

رند سرمست بجو زاهد مخمور بمان

عاقلی را چه کنی عاشق دیوانه خوشست

3

جنتی را که در او دوست نیابی سهل است

یار اگر دست دهد گوشه میخانه خوشست

4

گفته عاشق سرمست بخوان از مستان

زانکه در مجلس ما گفته مستانه خوشست

5

قدمی نه نفسی گفته ما را دریاب

بی تکلف بر ما صحبت رندانه خوشست

6

هر که درویش بود میل به شاهی نکند

دل درویش به آن همت شاهانه خوشست

7

نعمه الله به دست آر که سرمست خوشی است

زانکه این سید مستانه مردانه خوشست

متن شعر کپی شد.