کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۵۸ - هر که او با ما درین دریا نشست...

1

هر که او با ما درین دریا نشست

کی تواند لحظه ای بی ما نشست

2

از سر هر دو جهان برخاسته

بر در یکتای بی همتا نشست

3

گرچه تنها بود و تنها جمع کرد

آمد آن تنها و با تنها نشست

4

عقل رفت و زیر دست و پا فتاد

عشق آمد سوی ما بالا نشست

5

تشنه ای آمد به سوی ما چو ما

عین ما را دید و در دریا نشست

6

مجلس عشقست و ما مست و خراب

خاطر رندان ما آنجا نشست

7

نعمت الله جام می جوید مدام

چون تواند یک زمان از پا نشست

متن شعر کپی شد.