غزل · شاه نعمت الله ولی
غزل شماره ۲۶۳ - نعمت الله از این و آن بگذشت...
1
نعمت الله از این و آن بگذشت
وز خیالات انس و جان بگذشت
2
عمر او بود همچو آب حیات
خوش روان آمد و روان بگذشت
3
نود و چهار سال عمر وی است
گوئیا آن به یک زمان بگذشت
4
نوجوانی مجو تو از پیری
فکر دیگر بکن که آن بگذشت
5
چه کنی نقش با خیال محال
تو بخوابی و کاروان بگذشت
6
عاقل ار نام و ار نشان جوید
عاشق از نام و از نشان بگذشت
7
زنده دل باشد آنکه پیش از مرگ
همچو سید از این جهان بگذشت