کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۶۹ - عشق مستست و عقل مخمور است...

1

عشق مستست و عقل مخمور است

عاقل از عاشقی بسی دور است

2

ذوق مستی طلب کن از مستان

چه کنی همدمی که مخمور است

3

زاهد ار حال ما نمی داند

هیچ او را مگو که معذور است

4

آینه روشن است و می بینم

در نظر ناظری که منظور است

5

آفتاب جمال او بنمود

لاجرم عالمی پر از نور است

6

گنج ویرانه ای است این دل ما

لیکن از گنج عشق معمور است

7

دیگران گر به عقل معروفند

نعمت الله به عشق مشهور است

متن شعر کپی شد.