غزل · شاه نعمت الله ولی
غزل شماره ۲۷۵ - همه عالم تن است و جان عشق است...
1
همه عالم تن است و جان عشق است
جان و جانان عاشقان عشق است
2
عشق هم صورتست و هم معنی
آشکارا و هم نهان عشق است
3
در میان آی و در کنارش گیر
خوش کناری که در میان عشقست
4
عشق و معشوق و عاشق خویشیم
هرچه هستیم این زمان عشق است
5
عمر جاوید خوش بود با عشق
غرض از عمر جاودان عشق است
6
عاشقانه در آ درین مجلس
گر تو را عشق آن چنان عشق است
7
نعمت الله چو نور پیدا شد
نظری کن ببین که آن عشق است