کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۸۶ - ما را همه شب شب وصال است...

1

ما را همه شب شب وصال است

ما را همه روز روز حال است

2

از دولت عشق پادشاهیم

سلطانی عشق بی زوال است

3

گویا ز خدا خبر ندارد

هر دل که اسیر جاه و مال است

4

بگذر ز جان و عیش جان جو

کاسباب جهان همه وبال است

5

تا حسن جمال دوست دیدیم

ما را ز وجود خود ملال است

6

با روی تو جام می کشیدن

در مذهب عاشقان حلال است

7

نقصان مطلب ز نعمت الله

چون نیک نظر کنی کمال است

متن شعر کپی شد.