کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۹۸ - همه عالم تن است و او جان است...

1

همه عالم تن است و او جان است

شاه تبریز و میر او جان است

2

کنج دل شد به گنج او معمور

ورنه بی گنج کنج ویرانست

3

عقل کل در جمال حضرت او

همچو من واله است و حیران است

4

زلف او مو به مو پریشان شد

حال جمعی از آن پریشان است

5

جام گیتی نمای دیده من

روشن از نور روی جانان است

6

هرچه بینی به دیده معنی

نظری کن که عین این آن است

7

بزم عشقست و عاشقان سرمست

نعمت الله میر مستان است

متن شعر کپی شد.