کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۰۳ - میر میخانه ما سید سرمستان است...

1

میر میخانه ما سید سرمستان است

رنداگر می طلبی ساقی سرمستان است

2

نور چشم است و به نورش همه را می بینم

آفتابی است که در دور قمر تابان است

3

چشم ما روشنی از نور جمالش دارد

تو مپندار که او از نظرم پنهان است

4

گر فروشند به صد جان نفسی صحبت او

بخر ای جان عزیزم که نگو ارزان است

5

گنج اگر می طلبی در دل ما می جویش

زانکه گنجینه او کنج دل ویران است

6

دردی درد به من ده که خوشی می نوشم

من دوا را چه کنم درد دلم درمان است

7

رند مستی به تو گر روی نماید روزی

نعمت الله طلب از وی که مرا جانان است

متن شعر کپی شد.