کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۱۲ - کشته عشق تو دل زنده جاویدان است...

1

کشته عشق تو دل زنده جاویدان است

این چنین کشته کسی زنده جاویدان است

2

سخن از گنج و طلسم ار بکنم عیب مکن

عشق گنجیست که در کنج دل ویران است

3

جان فدا کردم و جانان نظری کرد به من

هرچه دارم همه از بندگی جانان است

4

در سراپرده دل خلوت دلدار من است

خوش مقامی که در او تکیه گه سلطان است

5

در خرابات قدم نه دمکی خوش بنشین

که در این آب و هوا پرورش رندان است

6

چون همه آینه حضرت او می نگری

در هر آئینه که بینم به حقیقت آن است

7

گوش کن گفته سید بشنو از سر ذوق

که سخنهای خوشش از نفس مستان است

متن شعر کپی شد.