کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۲۵ - چشم ما از نور رویش روشنست...

1

چشم ما از نور رویش روشنست

مهر و مه چون یوسف و پیراهنست

2

نور اول روح اعظم خوانمش

بلکه او جان است و عالم چون تنست

3

مجلس او بزم سرمستان بود

جرعه ای از جام او شیر افکنست

4

عشق می گوید سخنها ورنه عقل

در بیان آن معانی الکنست

5

کی گریزد عاشق از خار جفا

کاو چو بلبل در هوای گلشنست

6

خود کجا آید به چشم ما بهشت

بر در میخانه ما را مسکن است

7

نعمت الله را بسی جستم به جان

چون بدیدم نعمت الله با من است

متن شعر کپی شد.