کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۴۲ - همه را از همه بجوی ای دوست...

1

همه را از همه بجوی ای دوست

هر که بینی خوشی بگو ای دوست

2

یار و اغیار را اگر یابی

از همه بوی او ببو ای دوست

3

آینه پاک دار خوش بنگر

جان و جانانه روبرو ای دوست

4

غسل کن از جنابت هستی

که چنین است شست و شو ای دوست

5

خم و خمخانه را به دست آور

چه کنی جام یا سبو ای دوست

6

هرچه از دوست می رسد ما را

بد نباشد بود نکو ای دوست

7

نزد ما موج و بحر هر دو یکی است

از همه عین ما بجو ای دوست

8

هر چه در کاینات می بینی

همچو ما یک به یک ببو ای دوست

9

نعمت الله نور چشم من است

دیده ام نور او به او ای دوست

متن شعر کپی شد.