کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۴۳ - چشم ما روشن به نور روی اوست...

1

چشم ما روشن به نور روی اوست

لاجرم عالم به چشم ما نکوست

2

دیده ام آئینه گیتی نما

عاشق و معشوق با هم روبروست

3

هر خیالی را که دیده نقش بست

دوست می دارم که می بینم به دوست

4

عشق سرمست است و فارغ از همه

عقل مخمور است و هم درگفتگو است

5

این عجب بنگر که آن مطلوب ما

طالبست و روز و شب در جستجوست

6

غیر اگر دیگر نمی آید به چشم

هرچه می بینیم میگوئیم اوست

7

سید و بنده به نزد ما یکی است

تا نپنداری که این رشته دوتوست

متن شعر کپی شد.