کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۴۸ - چشم من روشن به نور روی اوست...

1

چشم من روشن به نور روی اوست

این چنین چشمی خوشی بینا نکوست

2

غیر او دیگر ندیده دیده ام

هرچه آید در نظر چشمم بر اوست

3

دیده بینا به من بخشید او

لاجرم من دوست می بینم به دوست

4

من چنین سرمست و با ساقی حریف

زاهد مخمور اگر در گفتگوست

5

صورتی بیند نبیند معنیش

عاقل بیچاره در ماند به پوست

6

غرق دریا آب می جوید مدام

بی خبر از عین ماء در جستجوست

7

نعمت الله خرقه می شوید به می

پاکبازی دائما در شست و شوست

متن شعر کپی شد.