کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۵۰ - ما را وجود نیست و گر هست وجود اوست...

1

ما را وجود نیست و گر هست وجود اوست

بود وجود ما به حقیقت وجود اوست

2

بی نور بود او نبود بود هیچ بود

بودی که هست پرتوی از نور بود اوست

3

بشنو به ذوق گفته عشاق بزم عشق

کین قول عاشقانه ز گفت و شنود اوست

4

عود دلم به آتش عشقش روان بسوخت

بوی خوشی که می شنوی بوی عود اوست

5

گر رند دردمند خورد درد گو منال

کاین شربتی نکوست زیان نیست سود اوست

6

مستیم و لاابالی و بر دست جام می

در بزم هر چه هست ز انعام جود اوست

7

این قول سید است که نامش چو بشنوی

واجب شود به تو سخنی کان درود اوست

متن شعر کپی شد.