غزل · شاه نعمت الله ولی
غزل شماره ۳۵۶ - موج و حباب و قطره درین بحر ما یکیست...
1
موج و حباب و قطره درین بحر ما یکیست
نقش و حباب گرچه هزارند با یکیست
2
درمان درد دل چه کنم ای عزیز من
از دوست می رسد همه درد و دوا یکیست
3
ما و شرابخانه و رندان باده نوش
فارغ ز دو سرا بر ما دو سرا یکیست
4
تمثال صدهزار در آئینه رو نمود
دیدیم آن یکی و همه نزد ما یکیست
5
گر آشنای خویش شوی نزد عاشقان
معشوق و عشق و عاشق و آن آشنا یکیست
6
چون عقل احول است دو بیند غریب نیست
بنگر به عین عشق که شاه و گدا یکیست
7
سید ز جود خویش وجودی به بنده داد
معطی نعمه الله ما و عطا یکیست