کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۶۲ - هر شاهدی که بینم با او مرا هوائیست...

1

هر شاهدی که بینم با او مرا هوائیست

آئینه ایست روشن جام جهان نمائیست

2

خلوتسرای دیده از نور اوست روشن

بر چشم ما قدم نه بنشین که خوش سرائیست

3

در گوشه خرابات رندی اگر ببینی

بیگانه اش ندانی او یار آشنائیست

4

درویش کنج عزلت او را به دار عزت

صورت گدا نماید معنیش پادشائیست

5

ما دردمند عشقیم دردی درد نوشیم

خوشتر ز صاف درمان عشاق را دوائیست

6

نقش خیال غیری بر دیده گر نگاری

نقاش خطه چین گوید که این خطائیست

7

ساقی عنایتی کرد خمخانه ای به ما داد

ز انعام نعمت الله ما را چنین عطائیست

متن شعر کپی شد.