کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۶۶ - با آفتاب حسنش مه نزد او هلالی است...

1

با آفتاب حسنش مه نزد او هلالی است

هر ذره ای که بینی او را از او هلالی است

2

هر مختصر که بینی او معتبر بزرگیست

نقصی اگر بیابی آن نقص هم کمالی است

3

جائی که جز یکی نیست مثلش چگونه باشد

دو آینه از آن رو تمثال بی مثالی است

4

گیتی نمای ساقیست هر ساغری که نوشیم

عینی که دیده بیند سرچشمه زلالی است

5

او آفتاب تابان عالم همه چو سایه

غیرش مخوان که غیرش نزدیک ما خیالی است

6

عشق است جان عالم جانم فدای جانان

جانی که عشق دارد آن جان بی زوالی است

7

امروز یار ما شو بگذار دی و فردا

با حال نعمت الله اینها همه مجالیست

متن شعر کپی شد.