کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۷۲ - جان ما بی عشق جانان هیچ نیست...

1

جان ما بی عشق جانان هیچ نیست

درد دل داریم و درمان هیچ نیست

2

در همه جان جز که هم جان هیچ نیست

تن چه باشد زانکه هم جان هیچ نیست

3

بگذر از دنیی و عقی باده نوش

جز می و ساقی رندان هیچ نیست

4

نزد مصری شهر بغداد است هیچ

کوبنان چبود که کرمان هیچ نیست

5

با سبک روحان نشین ای جان من

زانکه صحبت با گرانان هیچ نیست

6

غیر او هیچست اگر گوئی که هست

هرچه باشد غیر او آن هیچ نیست

7

ظاهر و باطن همه عین وی است

غیر او پیدا و پنهان هیچ نیست

8

دنیی و عقبی و جسم و جان همه

ای عزیزان نزد رندان هیچ نیست

9

هر چه هست از جزو و کل کاینات

بلکه این مجموع انسان هیچ نیست

10

با وجود سید هر دو سرا

بینوا چبود که سلطان هیچ نیست

متن شعر کپی شد.