کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۷۳ - بی حضور عشق جانان راحت جان هیچ نیست...

1

بی حضور عشق جانان راحت جان هیچ نیست

بی هوای درد دردش صاف درمان هیچ نیست

2

در خرابات مغان جام شرابی نوش کن

تا بدانی با وجودش کآب حیوان هیچ نیست

3

پیش از این در خلوت جان غیر جانان بارداشت

این زمان در خلوت جان غیر جانان هیچ نیست

4

دیده جانم به نور طلعت او روشنست

غیر نور روی او را دیده جان هیچ نیست

5

زلف و رویش را نگر از کفر و ایمان دم مزن

با وجود زلف و رویش کفر و ایمان هیچ نیست

6

ماسوی الله جز خیالی نیست ای یار عزیز

بگذر از نقش خیال غیر او کان هیچ نیست

7

همدم جام می و با نعمه اللهم حریف

زاهدی وقتی چنین در بزم رندان هیچ نیست

متن شعر کپی شد.