کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۸۲ - جان ندارد هر که جانانیش نیست...

1

جان ندارد هر که جانانیش نیست

گرچه تن دارد ولی جانیش نیست

2

زاهد گوشه نشین در عشق او

هست از زاهد ولی آنیش نیست

3

کفر زلفش گر ندارد دیگری

کی بود مومن که ایمانیش نیست

4

بی سر و سامان شدم در عاشقی

ای خوش آن رندی که سامانیش نیست

5

ساغر می گر چه دارد جرعه ای

همچو خم ، ذوق فراوانیش نیست

6

هر دلی کز عشق او شد دردمند

غیر درد درد درمانیش نیست

7

سید سرمست مهمان من است

هیچکس چون بنده مهمانیش نیست

متن شعر کپی شد.