کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۰۰ - روحها در روح اعظم فانی است...

1

روحها در روح اعظم فانی است

در حقیقت خدمتش هم فانی است

2

گرچه آدم باقی است از وجه حق

هم بوجهی نیز آدم فانی است

3

جام جم فانی است نبود این عجب

این عجب بنگر که جم هم فانی است

4

ایکه گوئی فوت شد شادی ما

غم مخور زیرا که هم غم فانی است

5

گردمی با جام می همدم شوی

دمبدم در غیر آن دم فانی است

6

قطره و موج و حباب و جام می

نزد ما این جمله دریم فانی است

7

شبنمی بودیم ما چون آفتاب

خوش طلوعی کرد شبنم فانی است

8

هرچه باشد غیر او فانی بود

اوست باقی سوز و ماتم فانی است

9

گر بوجهی اسم اعظم اسم اوست

در مسما اسم اعظم فانی است

10

دیگری را کی بود خود دار و گیر

اندر آن میدان که رستم فانی است

11

ما همه خود فانی و او باقی است

بشنو از سید که عالم فانی است

متن شعر کپی شد.