کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۰۴ - هرکجا گنجیست ماری در وی است...

1

هرکجا گنجیست ماری در وی است

کنج هر ویرانه بی گنجی کی است

2

خوش حبابی پرکن از آب حیات

جام ما این است و آن عین وی است

3

یافته عالم وجود از جود او

ورنه بی او جمله عالم لاشی است

4

نائی و نی هر دو همدم آمدند

عالمی رقصان از آن بانگ نی است

5

عشق سلطان است در ملک وجود

عقل مانند رئیسی در وی است

6

ساغری گر بشکند اندیشه نیست

ساغری دیگر روانش در پی است

7

نعمت الله هر که می جوید به عشق

گو ز خود می جو که دایم با وی است

متن شعر کپی شد.