کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۲۰ - دل ز جان بگذشت و جانان بازیافت...

1

دل ز جان بگذشت و جانان بازیافت

ترک یک جان کرد و صد جان بازیافت

2

بست زناری ز کفر زلف او

مو به مو اسرار ایمان بازیافت

3

خویش را در عشق او گم کرده بود

تا که از لطف خدا آن بازیافت

4

درد درد عشق او بسیار خورد

لاجرم در درد درمان بازیافت

5

گنج او در کنج دل می جست جان

گرچه مشکل بود آسان بازیافت

6

گرد میخانه همی گشتی مدام

یار خود در بزم رندان بازیافت

7

نعمت الله چون به دست او فتاد

سید سرمست مستان بازیافت

متن شعر کپی شد.