کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۲۱ - جان به خلوت سرای جانان رفت...

1

جان به خلوت سرای جانان رفت

دل سرمست سوی مستان رفت

2

آفتابی به ماه رو بنمود

گشت پیدا و باز پنهان رفت

3

مدتی زاهدی همی کردم

توبه بشکستم این زمان آن رفت

4

عمر باقی که هست دریابش

در پی عمر رفته نتوان رفت

5

هرکه جمعیتی ز خویش نیافت

ماند بیگانه و پریشان رفت

6

باز حیران ز خاک برخیزد

از جهان هر کسی که حیران رفت

7

نعمت الله رفیق سید شد

یار ما رفت گوئیا جان رفت

متن شعر کپی شد.