کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۲۴ - رند سرمستی ز پا افتاد و رفت...

1

رند سرمستی ز پا افتاد و رفت

سر به پای خم می بنهاد و رفت

2

بی خیانت او امانت را سپرد

عاشقانه جان به جانان داد و رفت

3

گندم و جو کاشت خرمن گرد کرد

داد خرمن را همه بر باد و رفت

4

شد مجرد خرقه را اینجا گذاشت

ماند این دنیای بی بنیاد و رفت

5

هر که او با ما درین دریا نشست

در محیط بیکران افتاد و رفت

6

گرچه بسیاری غم هجران کشید

وصل او چون یافت شد دلشاد و رفت

7

لطف سید بنده خود را نواخت

بنده شد از لطف او آزاد و رفت

متن شعر کپی شد.