غزل · مولوی
غزل شماره ۲۰۱۶ - جان من جان تو جانت جان من...
1
جان من جان تو جانت جان من
هیچ دیدستی دو جان در یک بدن
2
ای تن ار بی او به صد جان زنده ای
جان طلب کن جان و لاف تن مزن
3
دل از این جان برکن و بر وی بنه
ز آنک از این جانی نیاید جان مکن
4
از قل الروح امر ربی فهم شد
شرح جان ای جان نیاید در دهن