کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۲۶ - نعمت الله جان به جانان داد و رفت...

1

نعمت الله جان به جانان داد و رفت

بر در میخانه مست افتاد و رفت

2

آفتابش از قمر بسته نقاب

آن نقاب از روی خود بگشاد و رفت

3

بود استادی به شاگردان بسی

کرد شاگردان همه استاد و رفت

4

در خرابات مغان مست و خراب

سر به پای خم می بنهاد و رفت

5

او خلیفه بود در بغداد تن

رخت را بربست از بغداد و رفت

6

عارفانه در جهان صد سال بود

نی چو غافل داد جان بر باد و رفت

7

سید ما بود ظاهر شد نهان

بندگان را جمله کرد آزاد و رفت

متن شعر کپی شد.