کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۳۰ - در ره عشق چو ما بی سر و پا باید رفت...

1

در ره عشق چو ما بی سر و پا باید رفت

راه را نیست نهایت ابدا باید رفت

2

ما از این خلوت میخانه به جائی نرویم

که از این جنت جاوید چرا باید رفت

3

گر علاجی طلبد خسته به درگاه طبیب

دردمندانه به امید دوا باید رفت

4

هر که دارد هوس دار بقا خوش باشد

بی سر و پا به سر دار فنا باید رفت

5

عارف ار آنکه به میخانه رود یا مسجد

هر کجا می رود از بهر خدا باید رفت

6

در پی عشق روان شو که طریقت اینست

تو چه دانی که در این راه کجا باید رفت

7

نعمت الله سوی کعبه روانست دگر

عاشقانه چو وی از صدق و صفا باید رفت

متن شعر کپی شد.