کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۳۵ - تا که سودای خیالش در سویدا جا گرفت...

1

تا که سودای خیالش در سویدا جا گرفت

چون سر زلفش وجودم مو به مو سودا گرفت

2

در هوایش چون بنفشه ما ز پا افتاده ایم

نرگسش عین عنایت از سر ما وا گرفت

3

چشم ما بر پرده دیده خیالش نقش بست

خوش نگاری لاجرم در دیده ما جا گرفت

4

روضه رضوان نجوید میل جنت کی کند

هر که در میخانه ما همچو ما ماوا گرفت

5

ما به جاروب مژه خاک درش را رفته ایم

گرد و خاک آن در او ، دامن ما را گرفت

6

آب چشم ما به هر سو رو نهاده می رود

لاجرم از آب چشم ما جهان دریا گرفت

7

سید ما گر جفائی می کند ما بنده ایم

بندگان را کی رسد بر شاه بی همتا گرفت

متن شعر کپی شد.