کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۳۹ - چشم مستش گوشه ای از ما گرفت...

1

چشم مستش گوشه ای از ما گرفت

گوئیا از ما عنایت وا گرفت

2

عارفانه خلوتی خالی گزید

کنج خلوتخانه تنها گرفت

3

دل ز هجرش گر بنالد گو بنال

دیگران را کی بود بر ما گرفت

4

بر امید وصل او جان عزیز

رفت و بر خاک درش ماوا گرفت

5

آب چشم ما به هر سو شد روان

سو به سوی ما همه دریا گرفت

6

در بلای عشق او افتاد دل

زان بلا این کار ما بالا گرفت

7

نعمه الله رفت از عالم ولی

درگه یکتای بی همتا گرفت

متن شعر کپی شد.